هلو! دلبر کجایی؟
برت زنگ می زنم هر صبح و هر شام
مبایلت را گذاشتی روی پیغام
دوباره گوشی دست هیچ کس نیست
شماره نازنین در دسترس نیست
چه میشد این دل غم تن نمی داد
به جای که مبایل آنتن نمیداد
همیشه یارکم در دسترس بود
مبایلش مانده درشفت نفس بود
اس ام اس می کنم بازم به هر حال
خبر سازی مرا با یک دو مسکال
مبایلت روشن و در انتظاری
برای زنگ یارت بی قراری
هلو دلبر کجایی بی قرارم
توان دوریت دیگر ندارم
برت زنگ میزنم گوشی ره بردار
وگر نه می میرم باشی خبر دار
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ساعت 13:37 توسط میلاد
|